ساختار سياسى حكومت امام مهدى عليهالسلام چگونه و مبتنى بر چه مبانىاى است؟
دستيابى به پاسخى مناسب در اين خصوص با استفاده از دو روش، يعنى مراجعه به اصول كلى پيرامون ساختار حكومت اسلامى و بررسى آيات و روايات خاصى كه در اين زمينه، در منابع اسلامى وجود دارد، امكانپذير است. نوشتار حاضر عهدهدار بررسى و تحليل اين موضوع مىباشد. اصول كلى پيرامون ساختار حكومت اسلامى از مجموع آنچه در متون و منابع معتبر دينى درباره دولت و حكومت آمده است، چنين برمىآيد كه اسلام بر شكل خاصى از ساختار نظام سياسى با جزئيات مشخص اصرار ندارد؛ بلكه اسلام فراتر از معرفى شكل خاصى از حكومت و متناسب با احكام ثابت و تغييرناپذير خود، چارچوب كلى و كلانى را معرفى كرده كه آن چارچوب در درون خود، تغييرات و اشكال متعدّد و متنوعى را پذيرا مىشود. اسلام نه به طور كلى مردم را به حال خود رها كرده تا هر چه خواستند، انجام دهند و نه شكلى را براى حكومت معرفى مىكند كه فقط در شرايط زمانى و مكانى محدودى قابل اجرا باشد. چارچوب كلانى كه اسلام ارائه مىدهد، از دامنه وسيعى برخوردار است كه همه اشكال صحيح و عقلايى حكومت در آن مىگنجد؛ اما شكلهاى مختلف حكومت، نبايد از آن چارچوب فراتر بروند. اين چارچوب، در زمانى با شكل و ساختار خاصى ظهور مىيابد و در زمانى ديگر، با شكل و ساختارى ديگر و هيچ يك از آن دو شكل و ساختار، با ماهيت اسلامى بودن حكومت، تضاد و منافات ندارد. اين مطلب، نتيجه اين مسئله دقيق علمى و عقلانى است كه احكام ثابت و تغييرناپذير اسلام كه براى همه جوامع تا روز قيامت وضع شدهاند، از ساختارى كلان و كلى برخوردارند و در مقابل آنها، احكام جزئى و متغيّر، متناسب با شرايط خاص زمانى و مكانى وضع مىشوند. يكى از احكام متغير، احكام حكومتى است كه در هر زمانى توسط ولى فقيه، صادر و يا امضا مىشود و اطاعت و تبعيت از آن احكام، با همان قالب و شكلى كه دارند، واجب است. علامه طباطبايى نيز در رساله «ولايت و زعامت در اسلام»، چنين نظرى دارد. به عبارت ديگر، در حكومت اسلامى، برخى از امور، مربوط به ساختار حكومت، ثابت و پايدار و بعضى ديگر، شناور و انعطافپذير است؛ مثلاً حكومت اسلامى، حكومتى ولايى است و بايد فرد معصوم و يا نزديكترين شخصيت از نظر علم، تقوا، كياست و توانايى به معصومان عليهالسلام، در رأس آن باشد. در عين حال، از نظر متمركز (Concentrated) و نامتمركز (Decentralized) بودن، تابع اوضاع زمان و مكان است.اصول حاكم بر ساختار نظام سياسى اسلام، عبارتند از: 1. ضرورت مشروعيت الهى مجريان. 2. ضرورت اسلامى بودن قوانين. 3. توجه به جايگاه مهم مردم، به عنوان مبدأ شكلگيرى و كارآمدى همه نهادها. 4. خطاپذيرى مجريان و ضرورت نظارت بر آنها. خلاصه آن كه اسلام، شكل و روش خاصى براى حكومت ارائه نمىدهد؛ بلكه اصول و چارچوبهاى كلى خاصى را بيان مىكند و حكومت نبايد خارج از اين چارچوبها باشد. حال با توجه به شرايط و نيازمندىهاى زمانها و مكانهاى گوناگون، هر روشى كه بيشترين انطباق را با اين چارچوبها داشت، مورد تأييد اسلام است. بر اين اساس، در زمان حضور امام معصوم عليهالسلام، شكل الهى حكومت، دولتمدارى فرد معصوم است كه در رأس هرم قدرت سياسى قرار گرفته، اختياراتش را مستقيماً از خدا مىگيرد و با تعيين خاص الهى - بدون دخالت مردم و آرائشان - دولتمدارى مىكند. با اين حال، توجه به رأى مردم در ساير حوزههاى مشورتى و اجرايى، يكى از اصول مهمى است، كه در متون اسلامى، از جايگاه بااهميتى برخوردار مىباشد. در اين باره، مىتوان به آيات و روايات مربوط به شورا، بيعت مردم، مسئوليت مردم، مسئوليت عمومى مسلمانان، اهتمام به امر مسلمانان و...، اشاره كرد؛ مثلاً در مورد شورا، دو آيه «و امرهم شورا بينهم» و «و شاورهم فى الامر».1 در قرآن آمدهاند. همچنين در سيره معصومان عليهمالسلام چنين آمده است: «رسول خدا صلىاللهعليهوآله اين گونه بودند كه با اصحاب خود مشورت مىكردند؛ سپس تصميم به انجام آن چه خدا اراده كرده بود، مىگرفتند».2 بر اساس آيات و روايات متعدد، نظام سياسى - ادارى كه حضرت مهدى عليهالسلام برپا مىكند، داراى همانويژگىهاى حكومت نبوى و علوى است؛ با اينتفاوت كه حكومت نبوى و علوى، تنها درگسترهاى محدود از كره زمين و در مدتزمانى ناچيزى برقرار شد و آن حضرت هم به دليل درگيرى در جنگهاى داخلى، نتوانست به همه آن چه كه در نظرداشت، جامه عمل پوشد؛ اما امام مهدى عليهالسلام، با پيش گرفتن سيره جدش، تا آستانه برپايى قيامت، جهان را از عدالت پرمىسازد و به همه اهداف خود دست مىيابد و آن چه را كه خواست پيامبر خاتم صلىاللهعليهوآله بوده است، محقّق مىسازد. در حديثى از پيامبر اكرم صلىاللهعليهوآله چنين نقل شده است: سيره و سنّت او (مهدى)، سيره و سنّت من است.3 اداره سرزمينى به گستردگى دنيا، كار دشوارى است كه تنها با برخوردارى از رهبرى الهى و كارگزارانى دلسوز ومعتقد به نظام الهى و حاكميت اسلام، امكانپذير است. آرى، امام عليهالسلام براى اداره سرزمينها، وزيرانى را مىگمارد كه پيشينه مبارزاتى داشته، در تجربه و عمل، پايدارى و قاطعيت از خود نشان دهند؛ استاندارانى با شخصيتى قوى، اداره امور استانها را بر عهده مىگيرند كه جز مصالح كشور اسلامى و خشنودى خداوند، به چيز ديگرى نمىانديشند. كشورى كه مسئولانش داراى اين ويژگىها باشند، بر دشوارىها پيروز مىشود و ويرانىهاى حكومتهاى پيشين، با موفقيّت، به آبادانى تبديل مىگردد. از اين رو، روايات، تركيب دولت امام مهدى عليهالسلام را از پيامبران، جانشينان آنان، تقواپيشگان، صالحان روزگار و امّتهاى پيشين و از سران و بزرگان اصحاب پيامبر صلىاللهعليهوآله بيان مىكند كه نام برخى از آنان بدين گونه است: حضرت عيسى عليهالسلام، هفت نفر از اصحاب كهف، يوشع وصى موسى عليهالسلام، مؤمن آلفرعون، سلمان فارسى، ابودجانه انصارى، مالك اشتر نخعى و قبيله همدان. از حضرت عيسى عليهالسلام در روايات با واژههاى گوناگونى مانند وزير، جانشين، فرمانده و مسئول در حكومت ياد شده است. برخى روايات اين گونه است: 1. «عيسى عليهالسلام به حضرت مهدى عليهالسلام مىگويد: همانا من به عنوان وزير، فرستاده شدهام؛ نه امير و فرمانروا». 2. «حضرت عيسى عليهالسلام وزير حضرت قائم و پردهدار و جانشين آن حضرت است». 3. «... آنگاه عيسى فرود مىآيد و مسئول دريافت اموال حضرت قائم عليهالسلام مىشود و اصحاب كهف نيز در پشت سر او خواهند بود». 4. امام صادق عليهالسلام مىفرمايد: «هنگامى كه حضرت قائم آل محمد صلىاللهعليهوآله قيام كند، هفده تن را از پشت كعبه زنده مىگرداند كه عبارتند از: پنج تن از قوم موسى عليهالسلام؛ آنان كه به حق قضاوت كرده وبا عدالت رفتار مىكنند. هفت نفر از اصحاب كهف، يوشع وصى موسى، مؤمن آلفرعون، سلمان فارسى، ابادجانه انصارى و مالك اشتر». 5. ابن عباس مىگويد:« اصحاب كهف، ياران مهدى هستند». 6. حلبى مىگويد: «اصحاب كهف، همگى از نژاد عربند و جز به عربى سخن نمىگويند. آنان وزيران مهدى هستند». از روايات و سخنان بالا نتيجه مىگيريم كه بار سنگين حكومت و اداره سرزمينهاى پهناور اسلامى را نمىتوان به دوش هر كس نهاد؛ بلكه افرادى بايد اين مسئوليت را بپذيرند كه بارها آزمايش شده، شايستگى خود را در آزمايشهاى گوناگون به اثبات رسانده باشند. از اين رو، مىبينيم كه در رأس وزيران حكومت مهدى عليهالسلام، حضرت عيسى عليهالسلام قرار دارد كه يكى از پيامبران اولواالعزم است. همچنين از جمله مسؤولان برجسته حكومتى او سلمان فارسى، مقداد، ابودجانه و مالك اشتر مىباشند كه شايستگى سرپرستى كارها را در روزگار پيامبر صلىاللهعليهوآله و اميرمؤمنان عليهالسلام داشتهاند و قبيله همدان كه برگهاى درخشانى را در تاريخ اسلام و در روزگار حكومت علىبنابىطالب عليهالسلام به خود اختصاص دادهاند، از مسؤولان اين حكومتند.4 امام زمان عليهالسلام در سخنان الهى خود براى مسئولين و دولتمردان، دو شاخصه بسيار مهم را ذكر مىكند كه بنيانهاى سعادت جامعه مهدوى و الهى راتشكيل مىدهند؛ «و تفضل على امراء نا بالعدل و الشفقه» الف) عدالت عدالت، قوىترين و مهمترين شاخصه يك حكومت موفق است. حكومت، با كفر باقى خواهد ماند؛ ولى با ظلم باقى نخواهد ماند. اگر در بدنه حاكميت جامعه اسلامى، عدالت به معناى واقعى كلمه وجود داشته باشد، مشكلات بشريت رخت بربسته، حقوق به صاحبان حق برگشته، سفره ظلم و تعدى برچيده خواهد شد و جامعه ايدهآل بشرى و مدينه فاضله، محقق خواهد شد. پستها و مسئوليتهاى حساس و كليدى، به افراد لايق و متخصص واگذار مىشود؛ افرادى كه لياقت و شايستگى آنها را داشته باشند. نهادينه كردن عدالت در مسئوليتپذيرى و مسئوليتدهى و استفاده از تخصصها، يعنى استفاده مناسب و بهينه از نيروى انسانى، در جامعه و پيشرفت مدينه مهدوى. ب) دلسوزى (شفقه) ويژگى دوم مسئولين و دولتمردان در دولت مهدوى، اين است كه دلسوز مردم باشد؛ مردم را بر خود مقدم بداند و خود را فداى مردم كنند؛ نه اين كه از مردم نردبان بسازد و آنان را زير پا له كنند تا دستشان به جايى برسد. ساختار كلى نظام سياسى مهدوى گستره جهانى حكومت حضرت مهدى عليهالسلام، مربوط به ساختار كارآمد و منحصر به فرد نظام سياسى مهدوى است. حكومت فاضله حضرت مهدى عليهالسلام، داراى ويژگىها و ساختارى واحد، منسجم، كارآمد، و تحت مديريت كامل و با كفايت اوست. در اين ساختار، به همه ابعاد زندگى بشرى، توجه شده و در تمامى زمينههاى اقتصادى، سياسى، فرهنگى و اجتماعى، برنامه و راه كار ارائه مىشود. هيچ بعدى از زندگى بشرى، مورد غفلت واقع نشده و جزئىترين مسائل حيات اجتماعى و فردى روى زمين، در اين حكومت، داراى اهميت و ارزش است. ساختار نظام سياسى مهدوى، كاملا فراگير و جهان شمول است و ساز و كارهاى اجرايى و ادارى آن، بر اساس مديريت «همه عرصههاى جهانى» تنظيم شده است. با توجه به مطالب فوق درباره ساختار كلى و چهارچوب نظام سياسى مهدوى، گفتنى است كه ساختار كالبدى و پيكره بندى راهبردى اين نظام بر اساس سه منبع مهم زير تنظيم و ترسيم مىشود: 1. اصول كلى و ثابت در زمينه ساختار حكومت اسلامى كه بر اين اساس، امام زمان عليهالسلام با تعيين خاص الهى، در راس هرم قدرت سياسى قرار دارد و مشروعيت و اختياراتش را مستقيما از خدا مىگيرد و به كارگزاران و ساير بخشهاى حكومتى خويش نيز كه بر اساس معيارهاى اسلامى بر گزيده مىشوند و مشروعيت مىبخشد. همچنين ساير اصول كلى نظير مشورت با مردم و اهتمام به آراى مردمى در زمينه هر چه كارآمدتر كردن حكومت و چگونگى اجراى صحيح مسائل اجرايى و...، در اين راستا قابل ارزيابى است. 2. سيره و سنت پيامبراكرم صلىاللهعليهوآله و امام على عليهالسلام. 3. ساير اجزا و تقسيمبندىهاى مربوطه اين ساختار، متناسب با شرايط خاص آن زمان و تا حدود زيادى با بهرهگيرى از دستاوردهاى سياسى بشر در طول تاريخ خويش و در جغرافياى جهان، ميسر مىباشد.5 بر اين اساس، ساختار كلان حكومت مهدى عليهالسلام بر اساس متون اسلامى، اين گونه قابل ترسيم است: در مرحله اول و در راس هرم سياسى، شخص امام مهدى عليهالسلام قرار دارد. در مرحله دوم معاونان و وزيران نظير حضرت عيسى عليهالسلام و.... در مرحله سوم واليان و حاكمان جهان. در مرحله چهارم كارگزاران امور اجرايى و قضايى. در مرحله پنجم فرماندهان، حسابداران، مسئولين امور مالى و... و در مرحله ششم مردم قرار دارند.6 در قالب اين چارچوب و شرايط فوق (اصول ثابت اسلامى و عناصر متغير متناسب با مقتضيات زمان)، ممكن است ساز و كارهايى جديد يا مشابه آن چه قبلاً وجود داشته و در كارآمدى هرچه بهتر حكومت لازم است، اتخاذ گردد. پىنوشت: 1. شورى، آيه 38-39؛ آلعمران، آيه 159. 2. محاسن برقى، ص 601. 3. كمال الدين، ج2، ص411. 4. نجمالدين طبسى، چشماندازى به حكومت مهدى (عج)، بوستان كتاب، 1373. 5. ر.ك: دكتر عليرضا صدرا، ديباچهاى بر پديدهشناسى نظام سياسى مهدوى. 6. ر.ك: رحيم كارگر آينده جهان، دولت و سياست در انديشه مهدويت، نشر بنياد فرهنگى مهدى موعود(عج)، 1384.
نوشته شده توسط گروه ختم صلوات منتظران ظهور در ساعت 3:23 قبل از ظهر | لینک
|
دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387
الهی ! فضل تو را کران نیست ، و شکر تو را زبان .
الهی ! هر که تو را شناخت ، هر چه غیر تو بود بینداخت . الهی ! از کشته تو ، بوی خون نیاید ، و از سوخته تو ، بوی دود ؛ چرا که سوخته تو ، به سوختن شاد است و کشته تو ، به کشتن خشنود . الهی ! مکش این چراغ افروخته را ، و مسوزان این دل سوخته را ، و مَدَر این پرده دوخته را ، و مران این بنده آموخته را . الهی ! از آن خوان که از بهر خاصان نهادی ، نصیب من بینوا کو ؟ ای کریمی که بخشنده عطایی ، و ای حکیمی که پوشنده خطایی ، و ای صمدی که از ادراک ما جدایی ، و ای احدی که در ذات و صفات بیهمتایی ، و ای قادری که خدایی را سزایی ، و ای خالقی که گمراهان را ، راهنمایی . جان ما را ، صفای خود ده ، و دل ما را ، هوای خود ده ، و چشم ما را ، ضیای خود ده ، و ما را از فضل و کرم خود آن ده ، که آن به . این بنده چه داند که چه میباید جُست ، داننده تویی هر آنچه دانی آن ده ! الهی ! فرمودی که در دنیا ـ بدان چشم که در توانگران مینگرند ـ به درویشان و مسکینان نگرند . الهی ! تو کریمی و ولیتری ، که در آخرت بدان چشم که در مطیعان نگری ، در عاصیان نگری . الهی ! آفریدی رایگان ، و روزی دادی رایگان ؛ بیامرز رایگان ، که تو خدایی نه بازرگان . الهی ! مگوی که چه آوردهاید ؟ که درویشانیم !، و مپرس که چه کردهاید ؟که رسوایانیم !
الهی ! ترسانم از بدی خود ؛ بیامرز مرا به خوبی خود. الهی ! عَلَمی که افراشتی ، نگونسار مکن ، و چون در آخر عفو خواهی کرد ، در اوّل شرمسار مکن . الهی ! همه از تو ترسند ، و عبدالله از خود ، زیرا که از تو همه نیکی آید و از عبدالله بدی. الهی ! گر پرسی ، حجّت نداریم ، و اگر بسنجی ، بضاعت نداریم ، و اگر بسوزی طاقت نداریم . الهی ! اگر تو مرا به جرم من بگیری ، من تو را به کرم تو بگیرم ، و کرم تو از جرم من بیش است. الهی ! اگر دوستی نکردم ، دشمنی هم نکردم ، اگر بر گناه مصرّم ، اما بر یگانگی تو مُقرّم . الهی ! تو ما را جاهل خواندی ، از جاهل جز خطا چه آید؟ تو ما را ضعیف خواندی ، از ضعیف جز خبط چه آید؟ الهی ! اگر چه بسی طاعت ندارم ، اما جز تو کسی را ندارم ، ای دیر خشم و زود آشتی . الهی ! همچنان بید ، به خود میلرزم ، که مباد آخر به جویی نیَرزَم. الهی ! چون در تو نگرم ، از جمله تاجدارانم و تاج بر سر ، و چون بر خود نگرم ، از جمله خاکسارانم و خاک بر سر . الهی ! اگر تو فضل کنی ، دیگران چه داد و چه بیداد ، و اگر عدل کنی ، فضل دیگران چون باد. الهی ! ما در دنیا معصیت میکردیم ، دوست تو محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ غمگین میشد ، و دشمن تو ابلیس شاد . الهی ! اگر فردای قیامت عقوبت کنی ، باز دوست تو محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ غمگین شود ، و دشمن تو ابلیس شاد ، دو شادی به دشمن مده ، و دو اندوه بهر دل دوست مَنِه . الهی ! مرکب وا ایستاد ، و قدم بفرسود ، همراهان برفتند و این بیچاره را جز حیرت نیفزود. الهی ! چون حاضری چه جویم ، و چون ناظری چه گویم ؟ الهی ! « دعا » به درگاه تو لجاج است ، چون دانی که بنده به چه محتاج است .
نوشته شده توسط گروه ختم صلوات منتظران ظهور در ساعت 7:13 بعد از ظهر | لینک
|
شايد برخى چنين بيانديشند كه اكنون در دوران غيبت، امام زمان سلام الله عليه هيچ نقشى در هدايت مردم ندارد و هيچ استفاده اى از وجودش نيست و العياذ بالله ولى اين گمان باطلى است چراكه زمين بدون حجت هرگز نمى ماند «لولا الحجه لساخت الارض باهلها; پس بايدهمواره حجت خدا بر روى زمين و در ميان مردم باشد.» ولى اكنون كه امامما غايب است چگونه از حضرتش بهره مى گيريم؟ اين همان سوالى است كه جابربن عبد الله انصارى از رسول خدا صلى الله عليه و آله كرد كه: «هل ينتفع الشيعه بالقائم فى غيبته؟; آيا شيعيان در دوران غيبت از وجود قائم عليه السلام استفاده مى كنند؟»
حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود:
«اى والذى بعثنى بالنبوه، انهم لينتفعون به، و يستضيئون بنور ولايته فى غيبته كانتفاع الناس بالشمس و ان جللها السحاب.;آرى به همان خدايى كهمرا به پيامبرى مبعوث فرمود سوگند، كه شيعيان از وجود او بهره و از نورولايتش در دوران غيبتش پرتو مىگيرند چنانكه مردم از آفتاب بهره مىبرند هرچند پشت ابرها پنهان شده باشد.»
آرى! در دوران غيبتش، پيوسته منتظرقدومش هستيم. و براى رسيدنش و انتقام گرفتن از دشمنان الهى و دشمنانمان،لحظه شمارى مىكنيم. نمىشود خود در حالت انتظار بسر بريم و براى رسيدنشكه هر لحظه ممكن است تشريف بياورد خود را آماده نسازيم و به ولايتش مسلح نباشيم و به عدالتش عشق نورزيم و به اوامرش تمسك نجوئيم و از آنچه نزد او ناپسند است دورى نكنيم. گو اينكه او پيوسته در راه و مسجد وبازار و همه جا ممكن استحاضر شود و ما او را نشناسيم; پس بايد كاملامواظب اخلاق و رفتار و كردار و منش و خوى خويش باشيم، نكند سرورمان از مابرنجد و قلب مباركش از تيرگى دلهاى آكنده به گناهانمان، اندوهناك گردد.
پس حضرت مهدى موجود است و در هر حال مراقب اعمال ماست هر چند از ديدگان آلوده ما پنهان باشد
نوشته شده توسط گروه ختم صلوات منتظران ظهور در ساعت 6:46 بعد از ظهر | لینک
|
دوشنبه بیست و پنجم شهریور 1387
به نيت سلامتي و تعجيل در فرج امام زمان «روحي فداه»براي تعجيل در امر فرج، بسيار دعا كنيد زيرا آن گشايش كار خودتان است. حضرت مهدي (عج)از روز ميلاد مسعود حضرت مهدي (عج)، مورخه 27/5/87 شروع و تا روز شهادت امام رضا (ع)، مورخه 8/12/87 ادامه خواهد داشت. در اين طرح روزانه 1 مرتبهدعاي «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم
اِلـهی عَظُمَ الْبَلاءُ، وَبَرِحَالْخَفاءُ، وَانْکَشَفَ الْغِطاءُ، وَانْقَطَعَ الرَّجاءُ، وَضاقَتِ الاَْرْضُ،وَمُنِعَتِ السَّماءُ، واَنْتَ الْمُسْتَعانُ، وَاِلَیْکَ الْمُشْتَکی، وَعَلَیْکَالْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ والرَّخاءِ، اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِمُحَمَّد، اُولِی الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ، وَعَرَّفْتَنابِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ، فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَریباًکَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ، یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یامُحَمَّدُ اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ، وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ، یامَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، اَدْرِکْنیاَدْرِکْنی اَدْرِکْنی، السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ، الْعَجَلَ الْعَجَلَالْعَجَل، یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ، بِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرینَ»، 5 مرتبه" اللَّهُمَّ عَجِّلْ لِوَليکَ الْفَرَجْ " و 5 مرتبه"صلوات با عَجِّلْ فَرَجَهُمْ"خوانده مي شود. لطفاً ملبغ طرح باشيد، در صورت امكان، پس از مطالعه، دیگران را مطلع سازید تا آنها هم در اين طرح معنوي شرکت داشته باشند.اگر بخاطر هر مسئله اي وقفه ايجاد شد، لطفاً به احترام امام زمان (روحي فداه)، حتماً قضا نمائيد.
نوشته شده توسط گروه ختم صلوات منتظران ظهور در ساعت 6:43 بعد از ظهر | لینک
|
سه شنبه دوازدهم شهریور 1387
تکالیف و وظایف شیعه در زمان غیبت امام زمان (عج) چیست؟
پاسخ: با توجه به احادیث خاندان وحی، در عصر غیبت، وظایف و تکالیفی برای شیعه مشخص و معین نموده اند که بخشی از آنها بدین ترتیب است:
1. معرفت و شناخت آن حضرت: یکی از وظایف شیعه نسبت به امام زمان (عج) بدست آوردن شناخت صفات و آداب و ویژگی های آن جناب و علایم حتمی ظهور او می باشد. زیرا آن حضرت، امامی است واجب الاطاعه و هر کس که اطاعتش واجب است باید صفاتش را شناخت، تا با شخص دیگری که مقام او را به دروغ و ستم ادّعا می کند، اشتباه نگردد. بنابراین شناخت و دانستن صفات مولایمان حضرت حجت (ع) واجب است. امام صادق (ع) فرموده است: «به درستی که بهترین و واجب ترین فریضه ها بر انسان شناخت پروردگار و اقرار به بندگی اوست و پس از آن شناخت فرستاده خداست و گواهی دادن به پیغمبری او ... و بعد از آن، شناختن امامی است که به صفت و نامش در حال سختی و راحتی به او اقتدا می نمایی.»
2. انتظار فرج و ظهور آن حضرت: با توجه به معنای لغوی انتظار گاهی چنین تصور می شود که وظیفه ما تنها آن است که به انتظار روزی بنشینیم که امام منتظر (ع) بیاید و کفر را از بین ببرد و اسلام و مسلمین بتوانند در سایه قیام او در امن و امان زندگی کند و ما در زندگانی خود هیچ گونه مسئولیت دینی برای قیام نداریم. این عقیده شیعه نیست. انسان منتظر انسانی است: امیدوار، پویا، گویا، در تلاش، دشمن شکن، جَو شکن، تعالی جوی، در سوز و گداز، آگاه، با مردم و در میان مردم، مومن و معتقد به راه محبوبی که درطلب آن می سوزد و می گدازد و بالاخره «منتظِر» یعنی زمینه ساز «منتظَر». امام صادق (ع) می فرماید: «هر کس خواسته باشد از یاران قائم (ع) ما شود، باید که منتظر باشد و با پرهیزکاری و خویهای پسندیده عمل کند، و اوست منتظر؛ پس هر گاه بمیرد و قائم پس از مردنش به پا خیزد، پاداش او مثل کسی خواهد بود که دوران حکومت آن حضرت را درک کرده باشد.»
3. محزون بودن از فراق آن حضرت: این امر، یکی از نشانه های دوستی و اشتیاق به آن امام است. امام رضا (ع) می فرماید: «چه بسیار زنان جگر سوخته مومنه و چه بسیار مردان مومن جگر سوخته خواهند بود، آنگاه که ماء معین (امام زمان) مفقود و غایب گردد.»
4. دعا کردن برای آن حضرت: دعاهای بسیاری با فواید مختلف ذکر شده که در اینجا فقط به ذکر آنها اکتفا می کنیم: دعای عهد، دعایی که برای روا شدن حاجت و تعجیل در فرج ذکر شده که خود امام زمان آن را تعلیم فرموده (الهی عظم البلاء و برح الخفاء ...)، دعای حضرت مهدی (عج) (اللهم ارزقنا توفیق الطاعه ...)، دعا جهت سلامتی آن حضرت (اللهم کن لولیک ...)
5. صدقه دادن به نیابت از آن حضرت: این امر نشانه مودت و دوستی آن جناب و ولایت اوست.
سیّدبن طاووس در کتاب کشف المحجه به فرزندش چنین سفارش می کند: «... در پیروی و وفاداری و تعلّق خاطر و دل بستگی نسبت به آن حضرت به گونه ای باش که خدا و رسول او و پدران آن حضرت و خود او از تو خواهند، و حاجات آن بزرگوار را بر خواسته های خود مقدّم بدار، هنگامی که نمازهای حاجت را به جای می آوری و صدقه دادن از سوی آن حضرت را، پیش از صدقه دادن از سوی خودت و عزیزانت قرار ده، و دعا کردن برای آن حضرت را مقدّم بدار، که سبب می شود به سوی تو توجه فرماید و به تو احسان نماید ...»
6. حج رفتن به نیابت از آن حضرت: این کار، بین شیعیان در روزگار قدیم متداول بوده است. حاجیان، معمولاً در مراسم عبادی – سیاسی حج، بعد از اینکه اعمال واجب خود را انجام دادند، سعی می کنند اعمال حج را به نیابت از طرف محبوبترین افراد خود نیز انجام دهند. حضرت مهدی (ع) که محبوبترین افراد نزد شیعیان است، از هر کس شایسته تر است که به نیابت از آن حضرت حج به جای آورده شود.
7. قیام هنگام شنیدن نام آن حضرت: شایسته است یک شیعه واقعی هر گاه نام مبارک آن حضرت، خصوصاً قائم برده می شود، برخیزد و به احترام آن امام تمام قد بایستد، چنانکه سیره بعضی از امامان معصوم (ع) ما چنین بوده است.
از وظایف مهم دیگر شیعیان در دوران غیبت آن حضرت می توان به موارد ذیل نیز اشاره کرد که تفصیل آنها در این مجال نمی گنجد.
دعا برای حفظ ایمان، سعی در اصلاح جامعه و امر به معروف و نهی از منکر، تزکیه و خودسازی.
نوشته شده توسط گروه ختم صلوات منتظران ظهور در ساعت 5:57 بعد از ظهر | لینک
|
یکشنبه دهم شهریور 1387
امام سجاد (ع) :
<< انتظار ظهور ، بزرگترین راههای رسیدن به ظهور است . >>
امام شناسی را تکلیف خود می دانیم ؟
عمل به خواسته ی امام را چه ؟ باید تکلیفی دیگر بدانیمش یا خیر؟
یادمان باشد وقتی به جست و جوی حقیقی آن حضرت بر آییم و در جلب رضای او گام برداریم ؛ سرانجام
به همه ی مقصود یا مقداری از آن دست پیدا خواهیم کرد !
که تا معرفت نباشد ، محبتی حاصل نمی شود و تا محبت و علاقه ای نباشد اطاعت و همراهی و همسویی
با او نیز ممکن نمی شود .
و امام زمان ( عج ) فرمود :
<< برای آمدنم به سراغ شما ، چله نشستن لازم نیست . به جفر متوسل شدن هم سودی ندارد .به ریاضت و سفرهای دور ودراز رفتن هم احتیاجی نیست . عمل نشان دهید و مسلمان باشید . >>
-------------------------------------
- ای سرو ناز حسن که خوش می روی به ناز عشاق را به ناز تو هر لحظه صد نیاز
هر دم به خون دیده چه حاجت وضو، چو نیست بی طاق ابروی تو نماز مرا جواز
کاش به اندازه ی ساده ترین دوستانمان گوش به زنگ آمدنت باشیم
نوشته شده توسط گروه ختم صلوات منتظران ظهور در ساعت 7:10 قبل از ظهر | لینک
|
یکشنبه دهم شهریور 1387
ای آرزوی اولین گام ِ رسیدن بر جادههای بیسرانجام ِ رسیدن
كار جهان جز بر مدار آرزو نیست با این همه دلهای ناكام ِ رسیدن
كی میشود روشن به رویت چشم من، كی؟ وقتِ گل نی بود هنگام ِ رسیدن؟
دل در خیال رفتن و من فكر ماندن او پختهی راه است و من خام ِ رسیدن
بر خامیام نام ِ تمامی میگذارم بر رخوت درماندگی نام ِ رسیدن
هرچه دویدم جاده از من پیشتر بود پیچیده در راه است ابهام ِ رسیدن
از آن كبوترهای بیپروا كه رفتند یك مشت پر جا مانده بر بام ِ رسیدن
ای كالِ دور از دسترس! ای شعر تازه! میچینمت اما به هنگام ِ رسیدن
***************
دل در خیال رفتن و من فكر ماندن او پختهی راه است و من خام ِ رسیدن
نوشته شده توسط گروه ختم صلوات منتظران ظهور در ساعت 7:0 قبل از ظهر | لینک
|
یکشنبه دهم شهریور 1387
این روزها بیرونمان :
( درها ودیوارها ، کوچه ها و خیابان ها ، حتی نوشته ها و وبلاگ هایمان ! )
داد میزند که از میلاد مولود نیمه شعبان ، شاد شدیم.
درونمان اما ، نه عاشق است و نه منتظر .
که اعمال منتظر چونان تشنه ای در جستجوی آب ، او را به سوی آب رهسپار می کند .
و انتظار، مرا آماده فردا می کند . و تکلیف امروزم را :
نه خمیازه و خواب که راهی شدن برای رسیدن به اصل دین – عدالت - روشن می کند .
و شیعه برای تحقق این اصل باید بهایی بپردازد .
که اولین امامش به همین بها در محراب به شهادت رسید .
وقیام آخرین امامش نیز برای رسیدن به داد عدالت – گمشده ی همیشه ی انسان – است .
و من، تا احساس تشنگی نکنم ، آب زلال و گوارا ، در دسترس و پیش رویم هم که باشد ؛
به دردم نخواهد خورد !
و من ، تا بی تفاوت در بیراهه های خویش گام بر می دارم ؛
دور از احساس تشنگی و انتظارم !
-----------------------------------
خدایا !
مرا تشنگی بیاموز
پای دلم را در مسیر قرار ده
و گوش دلم را به نوای آمدنش بنواز
مولا و صاحبم !
در هنگامه ی تولد تومی گویم که ما نیازمند تربه تولدیم . برای ما دعا کن که پاک متولد شویم !
برای ما دعا کن که غایب نباشیم . که این همه پای بست دنیا نباشیم .
اصلا خودت دستمان را بگیر که ما در کندن زنجیر نفس از پای دلمان ناتوانیم .
ما زائر تبسم بارانی توییم ما را به حق آینه ها خیس نور کن
نوشته شده توسط گروه ختم صلوات منتظران ظهور در ساعت 6:59 قبل از ظهر | لینک
|
جمعه یکم شهریور 1387
نوشته شده توسط گروه ختم صلوات منتظران ظهور در ساعت 11:59 بعد از ظهر | لینک
|
جمعه یکم شهریور 1387
نوشته شده توسط گروه ختم صلوات منتظران ظهور در ساعت 11:42 بعد از ظهر | لینک
|
<<< خواستیم واسه اقا و سرورمون یه کاری کرده باشیم>>>