تبليغاتX
اوخواهدامد
السلام علیک یا اباصالح المهدی,ادرکنی و لاتهلکنی

 
 ساختار سياسى حكومت امام مهدى عليه‏السلام چگونه و مبتنى بر چه مبانى‏اى است؟
 دست‏يابى به پاسخى مناسب در اين خصوص با استفاده از دو روش، يعنى مراجعه به اصول كلى پيرامون ساختار حكومت اسلامى و بررسى آيات و روايات خاصى كه در اين زمينه، در منابع اسلامى وجود دارد، امكان‏پذير است. نوشتار حاضر عهده‏دار بررسى و تحليل اين موضوع مى‏باشد. اصول كلى پيرامون ساختار حكومت اسلامى‏ از مجموع آن‏چه در متون و منابع معتبر دينى درباره دولت و حكومت آمده است، چنين برمى‏آيد كه اسلام بر شكل خاصى از ساختار نظام سياسى با جزئيات مشخص اصرار ندارد؛ بلكه اسلام فراتر از معرفى شكل خاصى از حكومت و متناسب با احكام ثابت و تغييرناپذير خود، چارچوب كلى و كلانى را معرفى كرده كه آن چارچوب در درون خود، تغييرات و اشكال متعدّد و متنوعى را پذيرا مى‏شود. اسلام نه به طور كلى مردم را به حال خود رها كرده تا هر چه خواستند، انجام دهند و نه شكلى را براى حكومت معرفى مى‏كند كه فقط در شرايط زمانى و مكانى محدودى قابل اجرا باشد. چارچوب كلانى كه اسلام ارائه مى‏دهد، از دامنه وسيعى برخوردار است كه همه اشكال صحيح و عقلايى حكومت در آن مى‏گنجد؛ اما شكل‏هاى مختلف حكومت، نبايد از آن چارچوب فراتر بروند. اين چارچوب، در زمانى با شكل و ساختار خاصى ظهور مى‏يابد و در زمانى ديگر، با شكل و ساختارى ديگر و هيچ يك از آن دو شكل و ساختار، با ماهيت اسلامى بودن حكومت، تضاد و منافات ندارد. اين مطلب، نتيجه اين مسئله دقيق علمى و عقلانى است كه احكام ثابت و تغييرناپذير اسلام كه براى همه جوامع تا روز قيامت وضع شده‏اند، از ساختارى كلان و كلى برخوردارند و در مقابل آنها، احكام جزئى و متغيّر، متناسب با شرايط خاص زمانى و مكانى وضع مى‏شوند. يكى از احكام متغير، احكام حكومتى است كه در هر زمانى توسط ولى فقيه، صادر و يا امضا مى‏شود و اطاعت و تبعيت از آن احكام، با همان قالب و شكلى كه دارند، واجب است. علامه طباطبايى نيز در رساله «ولايت و زعامت در اسلام»، چنين نظرى دارد. به عبارت ديگر، در حكومت اسلامى، برخى از امور، مربوط به ساختار حكومت، ثابت و پايدار و بعضى ديگر، شناور و انعطاف‏پذير است؛ مثلاً حكومت اسلامى، حكومتى ولايى است و بايد فرد معصوم و يا نزديك‏ترين شخصيت از نظر علم، تقوا، كياست و توانايى به معصومان عليه‏السلام، در رأس آن باشد. در عين حال، از نظر متمركز (Concentrated) و نامتمركز (Decentralized) بودن، تابع اوضاع زمان و مكان است.اصول حاكم بر ساختار نظام سياسى اسلام، عبارتند از: 1. ضرورت مشروعيت الهى مجريان. 2. ضرورت اسلامى بودن قوانين. 3. توجه به جايگاه مهم مردم، به عنوان مبدأ شكل‏گيرى و كارآمدى همه نهادها. 4. خطاپذيرى مجريان و ضرورت نظارت بر آنها. خلاصه آن كه اسلام، شكل و روش خاصى براى حكومت ارائه نمى‏دهد؛ بلكه اصول و چارچوب‏هاى كلى خاصى را بيان مى‏كند و حكومت نبايد خارج از اين چارچوب‏ها باشد. حال با توجه به شرايط و نيازمندى‏هاى زمان‏ها و مكان‏هاى گوناگون، هر روشى كه بيشترين انطباق را با اين چارچوب‏ها داشت، مورد تأييد اسلام است. بر اين اساس، در زمان حضور امام معصوم عليه‏السلام، شكل الهى حكومت، دولت‏مدارى فرد معصوم است كه در رأس هرم قدرت سياسى قرار گرفته، اختياراتش را مستقيماً از خدا مى‏گيرد و با تعيين خاص الهى - بدون دخالت مردم و آرائشان - دولت‏مدارى مى‏كند. با اين حال، توجه به رأى مردم در ساير حوزه‏هاى مشورتى و اجرايى، يكى از اصول مهمى است، كه در متون اسلامى، از جايگاه بااهميتى برخوردار مى‏باشد. در اين باره، مى‏توان به آيات و روايات مربوط به شورا، بيعت مردم، مسئوليت مردم، مسئوليت عمومى مسلمانان، اهتمام به امر مسلمانان و...، اشاره كرد؛ مثلاً در مورد شورا، دو آيه «و امرهم شورا بينهم» و «و شاورهم فى الامر».1 در قرآن آمده‏اند. همچنين در سيره معصومان عليهم‏السلام چنين آمده است: «رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏وآله اين گونه بودند كه با اصحاب خود مشورت مى‏كردند؛ سپس تصميم به انجام آن چه خدا اراده كرده بود، مى‏گرفتند».2 بر اساس آيات و روايات متعدد، نظام سياسى - ادارى كه حضرت مهدى عليه‏السلام برپا مى‏كند، داراى همان‏ويژگى‏هاى حكومت نبوى و علوى است؛ با اين‏تفاوت كه حكومت نبوى و علوى، تنها درگستره‏اى محدود از كره زمين و در مدت‏زمانى ناچيزى برقرار شد و آن حضرت هم به دليل درگيرى در جنگ‏هاى داخلى، نتوانست به همه آن چه كه در نظرداشت، جامه عمل پوشد؛ اما امام مهدى عليه‏السلام، با پيش گرفتن سيره جدش، تا آستانه برپايى قيامت، جهان را از عدالت پرمى‏سازد و به همه اهداف خود دست مى‏يابد و آن چه را كه خواست پيامبر خاتم صلى‏الله‏عليه‏وآله بوده است، محقّق مى‏سازد. در حديثى از پيامبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏وآله چنين نقل شده است: سيره و سنّت او (مهدى)، سيره و سنّت من است.3 اداره سرزمينى به گستردگى دنيا، كار دشوارى است كه تنها با برخوردارى از رهبرى الهى و كارگزارانى دل‏سوز ومعتقد به نظام الهى و حاكميت اسلام، امكان‏پذير است. آرى، امام عليه‏السلام براى اداره سرزمين‏ها، وزيرانى را مى‏گمارد كه پيشينه مبارزاتى داشته، در تجربه و عمل، پايدارى و قاطعيت از خود نشان دهند؛ استاندارانى با شخصيتى قوى، اداره امور استان‏ها را بر عهده مى‏گيرند كه جز مصالح كشور اسلامى و خشنودى خداوند، به چيز ديگرى نمى‏انديشند. كشورى كه مسئولانش داراى اين ويژگى‏ها باشند، بر دشوارى‏ها پيروز مى‏شود و ويرانى‏هاى حكومت‏هاى پيشين، با موفقيّت، به آبادانى تبديل مى‏گردد. از اين رو، روايات، تركيب دولت امام مهدى عليه‏السلام را از پيامبران، جانشينان آنان، تقواپيشگان، صالحان روزگار و امّت‏هاى پيشين و از سران و بزرگان اصحاب پيامبر صلى‏الله‏عليه‏وآله بيان مى‏كند كه نام برخى از آنان بدين گونه است: حضرت عيسى عليه‏السلام، هفت نفر از اصحاب كهف، يوشع وصى موسى عليه‏السلام، مؤمن آل‏فرعون، سلمان فارسى، ابودجانه انصارى، مالك اشتر نخعى و قبيله همدان. از حضرت عيسى عليه‏السلام در روايات با واژه‏هاى گوناگونى مانند وزير، جانشين، فرمانده و مسئول در حكومت ياد شده است. برخى روايات اين گونه است: 1. «عيسى عليه‏السلام به حضرت مهدى عليه‏السلام مى‏گويد: همانا من به عنوان وزير، فرستاده شده‏ام؛ نه امير و فرمانروا». 2. «حضرت عيسى عليه‏السلام وزير حضرت قائم و پرده‏دار و جانشين آن حضرت است». 3. «... آن‏گاه عيسى فرود مى‏آيد و مسئول دريافت اموال حضرت قائم عليه‏السلام مى‏شود و اصحاب كهف نيز در پشت سر او خواهند بود». 4. امام صادق عليه‏السلام مى‏فرمايد: «هنگامى كه حضرت قائم آل محمد صلى‏الله‏عليه‏وآله قيام كند، هفده تن را از پشت كعبه زنده مى‏گرداند كه عبارتند از: پنج تن از قوم موسى عليه‏السلام؛ آنان كه به حق قضاوت كرده وبا عدالت رفتار مى‏كنند. هفت نفر از اصحاب كهف، يوشع وصى موسى، مؤمن آل‏فرعون، سلمان فارسى، ابادجانه انصارى و مالك اشتر». 5. ابن عباس مى‏گويد:« اصحاب كهف، ياران مهدى هستند». 6. حلبى مى‏گويد: «اصحاب كهف، همگى از نژاد عربند و جز به عربى سخن نمى‏گويند. آنان وزيران مهدى هستند». از روايات و سخنان بالا نتيجه مى‏گيريم كه بار سنگين حكومت و اداره سرزمين‏هاى پهناور اسلامى را نمى‏توان به دوش هر كس نهاد؛ بلكه افرادى بايد اين مسئوليت را بپذيرند كه بارها آزمايش شده، شايستگى خود را در آزمايش‏هاى گوناگون به اثبات رسانده باشند. از اين رو، مى‏بينيم كه در رأس وزيران حكومت مهدى عليه‏السلام، حضرت عيسى عليه‏السلام قرار دارد كه يكى از پيامبران اولواالعزم است. هم‏چنين از جمله مسؤولان برجسته حكومتى او سلمان فارسى، مقداد، ابودجانه و مالك اشتر مى‏باشند كه شايستگى سرپرستى كارها را در روزگار پيامبر صلى‏الله‏عليه‏وآله و اميرمؤمنان عليه‏السلام داشته‏اند و قبيله همدان كه برگ‏هاى درخشانى را در تاريخ اسلام و در روزگار حكومت على‏بن‏ابى‏طالب عليه‏السلام به خود اختصاص داده‏اند، از مسؤولان اين حكومتند.4 امام زمان عليه‏السلام در سخنان الهى خود براى مسئولين و دولت‏مردان، دو شاخصه بسيار مهم را ذكر مى‏كند كه بنيان‏هاى سعادت جامعه مهدوى و الهى راتشكيل مى‏دهند؛ «و تفضل على امراء نا بالعدل و الشفقه» الف) عدالت‏ عدالت، قوى‏ترين و مهم‏ترين شاخصه يك حكومت موفق است. حكومت، با كفر باقى خواهد ماند؛ ولى با ظلم باقى نخواهد ماند. اگر در بدنه حاكميت جامعه اسلامى، عدالت به معناى واقعى كلمه وجود داشته باشد، مشكلات بشريت رخت بربسته، حقوق به صاحبان حق برگشته، سفره ظلم و تعدى برچيده خواهد شد و جامعه ايده‏آل بشرى و مدينه فاضله، محقق خواهد شد. پست‏ها و مسئوليت‏هاى حساس و كليدى، به افراد لايق و متخصص واگذار مى‏شود؛ افرادى كه لياقت و شايستگى آنها را داشته باشند. نهادينه كردن عدالت در مسئوليت‏پذيرى و مسئوليت‏دهى و استفاده از تخصص‏ها، يعنى استفاده مناسب و بهينه از نيروى انسانى، در جامعه و پيشرفت مدينه مهدوى. ب) دل‏سوزى (شفقه) ويژگى دوم مسئولين و دولت‏مردان در دولت مهدوى، اين است كه دل‏سوز مردم باشد؛ مردم را بر خود مقدم بداند و خود را فداى مردم كنند؛ نه اين كه از مردم نردبان بسازد و آنان را زير پا له كنند تا دستشان به جايى برسد. ساختار كلى نظام سياسى مهدوى‏ گستره جهانى حكومت حضرت مهدى عليه‏السلام، مربوط به ساختار كارآمد و منحصر به فرد نظام سياسى مهدوى است. حكومت فاضله حضرت مهدى عليه‏السلام، داراى ويژگى‏ها و ساختارى واحد، منسجم، كارآمد، و تحت مديريت كامل و با كفايت اوست. در اين ساختار، به همه ابعاد زندگى بشرى، توجه شده و در تمامى زمينه‏هاى اقتصادى، سياسى، فرهنگى و اجتماعى، برنامه و راه كار ارائه مى‏شود. هيچ بعدى از زندگى بشرى، مورد غفلت واقع نشده و جزئى‏ترين مسائل حيات اجتماعى و فردى روى زمين، در اين حكومت، داراى اهميت و ارزش است. ساختار نظام سياسى مهدوى، كاملا فراگير و جهان شمول است و ساز و كارهاى اجرايى و ادارى آن، بر اساس مديريت «همه عرصه‏هاى جهانى» تنظيم شده است. با توجه به مطالب فوق درباره ساختار كلى و چهارچوب نظام سياسى مهدوى، گفتنى است كه ساختار كالبدى و پيكره بندى راهبردى اين نظام بر اساس سه منبع مهم زير تنظيم و ترسيم مى‏شود: 1. اصول كلى و ثابت در زمينه ساختار حكومت اسلامى كه بر اين اساس، امام زمان عليه‏السلام با تعيين خاص الهى، در راس هرم قدرت سياسى قرار دارد و مشروعيت و اختياراتش را مستقيما از خدا مى‏گيرد و به كارگزاران و ساير بخش‏هاى حكومتى خويش نيز كه بر اساس معيارهاى اسلامى بر گزيده مى‏شوند و مشروعيت مى‏بخشد. همچنين ساير اصول كلى نظير مشورت با مردم و اهتمام به آراى مردمى در زمينه هر چه كارآمدتر كردن حكومت و چگونگى اجراى صحيح مسائل اجرايى و...، در اين راستا قابل ارزيابى است. 2. سيره و سنت پيامبراكرم صلى‏الله‏عليه‏وآله و امام على عليه‏السلام. 3. ساير اجزا و تقسيم‏بندى‏هاى مربوطه اين ساختار، متناسب با شرايط خاص آن زمان و تا حدود زيادى با بهره‏گيرى از دستاوردهاى سياسى بشر در طول تاريخ خويش و در جغرافياى جهان، ميسر مى‏باشد.5 بر اين اساس، ساختار كلان حكومت مهدى عليه‏السلام بر اساس متون اسلامى، اين گونه قابل ترسيم است: در مرحله اول و در راس هرم سياسى، شخص امام مهدى عليه‏السلام قرار دارد. در مرحله دوم معاونان و وزيران نظير حضرت عيسى عليه‏السلام و.... در مرحله سوم واليان و حاكمان جهان. در مرحله چهارم كارگزاران امور اجرايى و قضايى. در مرحله پنجم فرماندهان، حسابداران، مسئولين امور مالى و... و در مرحله ششم مردم قرار دارند.6 در قالب اين چارچوب و شرايط فوق (اصول ثابت اسلامى و عناصر متغير متناسب با مقتضيات زمان)، ممكن است ساز و كارهايى جديد يا مشابه آن چه قبلاً وجود داشته و در كارآمدى هرچه بهتر حكومت لازم است، اتخاذ گردد. پى‏نوشت: 1. شورى، آيه 38-39؛ آل‏عمران، آيه 159. 2. محاسن برقى، ص 601. 3. كمال الدين، ج‏2، ص‏411. 4. نجم‏الدين طبسى، چشم‏اندازى به حكومت مهدى (عج)، بوستان كتاب، 1373. 5. ر.ك: دكتر عليرضا صدرا، ديباچه‏اى بر پديده‏شناسى نظام سياسى مهدوى. 6. ر.ك: رحيم كارگر آينده جهان، دولت و سياست در انديشه مهدويت، نشر بنياد فرهنگى مهدى موعود(عج)، 1384.
نوشته شده توسط گروه ختم صلوات منتظران ظهور در ساعت 3:23 قبل از ظهر | لینک  | 

الهی ! فضل تو را کران نیست ، و شکر تو را زبان . 

الهی ! هر که تو را شناخت ، هر چه غیر تو بود بینداخت .
الهی ! از کشته تو ، بوی خون نیاید ، و از سوخته تو ، بوی دود ؛ چرا که سوخته تو ، به سوختن شاد است و کشته تو ، به کشتن خشنود .
الهی ! مکش این چراغ افروخته را ، و مسوزان این دل سوخته را ، و مَدَر این پرده دوخته را ، و مران این بنده آموخته را .
الهی ! از آن خوان که از بهر خاصان نهادی ، نصیب من بینوا کو ؟
ای کریمی که بخشنده عطایی ، و ای حکیمی که پوشنده خطایی ، و ای صمدی که از ادراک ما جدایی ، و ای احدی که در ذات و صفات بی‌همتایی ، و ای قادری که خدایی را سزایی ، و ای خالقی که گمراهان را ، راهنمایی . جان ما را ، صفای خود ده ، و دل ما را ، هوای خود ده ، و چشم ما را ، ضیای خود ده ، و ما را از فضل و کرم خود آن ده ، که آن به .
این بنده چه داند که چه می‌باید جُست ، داننده تویی هر آنچه دانی آن ده !
الهی ! فرمودی که در دنیا ـ بدان چشم که در توانگران می‌نگرند ـ به درویشان و مسکینان نگرند .
الهی ! تو کریمی و  ولیتری ، که در آخرت بدان چشم که در مطیعان نگری ، در عاصیان نگری .
الهی ! آفریدی رایگان ، و روزی دادی رایگان ؛ بیامرز رایگان ، که تو خدایی نه بازرگان .
الهی ! مگوی که چه آورده‌اید ؟ که درویشانیم !، و مپرس که چه کرده‌اید ؟که رسوایانیم ! 

الهی ! ترسانم از بدی خود ؛ بیامرز مرا به خوبی خود.
الهی !
عَلَمی که افراشتی ، نگونسار مکن ، و چون در آخر عفو خواهی کرد ، در اوّل شرمسار مکن .
الهی !
همه از تو ترسند ، و عبدالله از خود ، زیرا که از تو همه نیکی آید و از عبدالله بدی.
الهی !
گر پرسی ، حجّت نداریم ، و اگر بسنجی ، بضاعت نداریم ، و اگر بسوزی طاقت نداریم .
الهی !
اگر تو مرا به جرم من بگیری ، من تو را به کرم تو بگیرم ، و کرم تو از جرم من بیش است.
الهی ! اگر دوستی نکردم ، دشمنی هم نکردم ، اگر بر گناه مصرّم ، اما بر یگانگی تو مُقرّم .
الهی !
تو ما را جاهل خواندی ، از جاهل جز خطا چه آید؟ تو ما را ضعیف خواندی ، از ضعیف جز خبط چه آید؟
الهی !
اگر چه بسی طاعت ندارم ، اما جز تو کسی را ندارم ، ای دیر خشم و زود آشتی .
الهی !
همچنان بید ، به خود می‌لرزم ، که مباد آخر به جویی نیَرزَم.
الهی !
چون در تو نگرم ، از جمله تاجدارانم و تاج بر سر ، و چون بر خود نگرم ، از جمله خاکسارانم و خاک بر سر .
الهی !
اگر تو فضل کنی ، دیگران چه داد و چه بیداد ، و اگر عدل کنی ، فضل دیگران چون باد.
الهی !
ما در دنیا معصیت می‌کردیم ، دوست تو محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ غمگین می‌شد ، و دشمن تو ابلیس شاد .
الهی ! اگر فردای قیامت عقوبت کنی ، باز دوست تو محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ غمگین شود ، و دشمن تو ابلیس شاد ، دو شادی به دشمن مده ، و دو اندوه بهر دل دوست مَنِه .
الهی !
مرکب وا ایستاد ، و قدم بفرسود ، همراهان برفتند و این بیچاره را جز حیرت نیفزود.
الهی !
چون حاضری چه جویم ، و چون ناظری چه گویم ؟
الهی !
« دعا » به درگاه تو لجاج است ، چون دانی که بنده به چه محتاج است .

 

نوشته شده توسط گروه ختم صلوات منتظران ظهور در ساعت 7:13 بعد از ظهر | لینک  | 

نقش امام زمان عليه السلام در دوران غيبت

شايد برخى چنين بيانديشند كه اكنون در دوران‏ غيبت، امام زمان سلام الله عليه هيچ نقشى در هدايت مردم ندارد و هيچ ‏استفاده  ‏اى از وجودش نيست و العياذ بالله ولى اين گمان باطلى است چراكه زمين بدون حجت هرگز نمى‏ ماند «لولا الحجه لساخت الارض باهلها; پس بايدهمواره حجت ‏خدا بر روى زمين و در ميان مردم باشد.» ولى اكنون كه امام‏ما غايب است چگونه از حضرتش بهره مى ‏گيريم؟ اين همان سوالى است كه جابربن عبد الله انصارى از رسول خدا صلى الله عليه و آله كرد كه: «هل‏ ينتفع الشيعه بالقائم فى غيبته؟; آيا شيعيان در دوران غيبت از وجود قائم ‏عليه السلام استفاده مى ‏كنند؟»

حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود:

«اى والذى بعثنى بالنبوه، انهم لينتفعون به، و يستضيئون بنور ولايته فى ‏غيبته كانتفاع الناس بالشمس و ان جللها السحاب.;آرى به همان خدايى كه‏مرا به پيامبرى مبعوث فرمود سوگند، كه شيعيان از وجود او بهره و از نورولايتش در دوران غيبتش پرتو مى‏گيرند چنانكه مردم از آفتاب بهره مى‏برند هرچند پشت ابرها پنهان شده باشد.»

آرى! در دوران غيبتش، پيوسته منتظرقدومش هستيم. و براى رسيدنش و انتقام گرفتن از دشمنان الهى و دشمنانمان،لحظه شمارى مى‏كنيم. نمى‏شود خود در حالت انتظار بسر بريم و براى رسيدنش‏كه هر لحظه ممكن است تشريف بياورد خود را آماده نسازيم و به ولايتش ‏مسلح نباشيم و به عدالتش عشق نورزيم و به اوامرش تمسك نجوئيم و از آنچه‏ نزد او ناپسند است دورى نكنيم. گو اينكه او پيوسته در راه و مسجد وبازار و همه جا ممكن است‏حاضر شود و ما او را نشناسيم; پس بايد كاملامواظب اخلاق و رفتار و كردار و منش و خوى خويش باشيم، نكند سرورمان از مابرنجد و قلب مباركش از تيرگى دلهاى آكنده به گناهانمان، اندوهناك گردد.

پس حضرت مهدى موجود است و در هر حال مراقب اعمال ماست هر چند از ديدگان ‏آلوده ما پنهان باشد

نوشته شده توسط گروه ختم صلوات منتظران ظهور در ساعت 6:46 بعد از ظهر | لینک  | 

 به نيت سلامتي و تعجيل در فرج امام زمان «روحي فداه»

  براي تعجيل در امر فرج، بسيار دعا كنيد زيرا آن گشايش كار خودتان است.  حضرت مهدي (عج)    از روز ميلاد مسعود حضرت مهدي (عج)، مورخه 27/5/87  شروع و تا روز شهادت امام رضا (ع)، مورخه 8/12/87  ادامه خواهد داشت. در اين طرح روزانه 1 مرتبه دعاي ‌« بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم

اِلـهی عَظُمَ الْبَلاءُ، وَبَرِحَ الْخَفاءُ، وَانْکَشَفَ الْغِطاءُ، وَانْقَطَعَ الرَّجاءُ، وَضاقَتِ الاَْرْضُ، وَمُنِعَتِ السَّماءُ، واَنْتَ الْمُسْتَعانُ، وَاِلَیْکَ
 الْمُشْتَکی، وَعَلَیْکَ الْمُعَوَّلُ فِی الشِّدَّةِ والرَّخاءِ، اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد، اُولِی الاَْمْرِ الَّذینَ فَرَضْتَ عَلَیْنا طاعَتَهُمْ،  وَعَرَّفْتَنا بِذلِکَ مَنْزِلَتَهُمْ، فَفَرِّجْ عَنا بِحَقِّهِمْ فَرَجاً عاجِلاً قَریباً کَلَمْحِ الْبَصَرِ اَوْ هُوَ اَقْرَبُ، یا مُحَمَّدُ یا عَلِیُّ یا عَلِیُّ یا مُحَمَّدُ  اِکْفِیانی فَاِنَّکُما کافِیانِ، وَانْصُرانی فَاِنَّکُما ناصِرانِ، یا مَوْلانا یا صاحِبَ الزَّمانِ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ الْغَوْثَ، اَدْرِکْنی اَدْرِکْنی  اَدْرِکْنی، السّاعَةَ السّاعَةَ السّاعَةَ، الْعَجَلَ الْعَجَلَ الْعَجَل، یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ، بِحَقِّ مُحَمَّد وَآلِهِ الطّاهِرینَ»، 5 مرتبه" اللَّهُمَّ  عَجِّلْ لِوَليکَ الْفَرَجْ "   و 5 مرتبه "صلوات با عَجِّلْ فَرَجَهُمْ " خوانده مي شود.    لطفاً ملبغ طرح باشيد، در صورت امكان، پس از مطالعه، دیگران را مطلع سازید تا آنها هم در اين طرح معنوي شرکت داشته باشند.  اگر بخاطر هر مسئله اي وقفه ايجاد شد، لطفاً به احترام امام زمان (روحي فداه)، حتماً قضا نمائيد. 
نوشته شده توسط گروه ختم صلوات منتظران ظهور در ساعت 6:43 بعد از ظهر | لینک  | 

تکالیف و وظایف شیعه در زمان غیبت امام زمان (عج) چیست؟

پاسخ: با توجه به احادیث خاندان وحی، در عصر غیبت، وظایف و تکالیفی برای شیعه مشخص و معین نموده اند که بخشی از آنها بدین ترتیب است:

1. معرفت و شناخت آن حضرت: یکی از وظایف شیعه نسبت به امام زمان (عج) بدست آوردن شناخت صفات و آداب و ویژگی های آن جناب و علایم حتمی ظهور او می باشد. زیرا آن حضرت، امامی است واجب الاطاعه و هر کس که اطاعتش واجب است باید صفاتش را شناخت، تا با شخص دیگری که مقام او را به دروغ و ستم ادّعا می کند، اشتباه نگردد. بنابراین شناخت و دانستن صفات مولایمان حضرت حجت (ع) واجب است. امام صادق (ع) فرموده است: «به درستی که بهترین و واجب ترین فریضه ها بر انسان شناخت پروردگار و اقرار به بندگی اوست و پس از آن شناخت فرستاده خداست و گواهی دادن به پیغمبری او ... و بعد از آن، شناختن امامی است که به صفت و نامش در حال سختی و راحتی به او اقتدا می نمایی.»

2. انتظار فرج و ظهور آن حضرت: با توجه به معنای لغوی انتظار گاهی چنین تصور می شود که وظیفه ما تنها آن است که به انتظار روزی بنشینیم که امام منتظر (ع) بیاید و کفر را از بین ببرد و اسلام و مسلمین بتوانند در سایه قیام او در امن و امان زندگی کند و ما در زندگانی خود هیچ گونه مسئولیت دینی برای قیام نداریم. این عقیده شیعه نیست. انسان منتظر انسانی است: امیدوار، پویا، گویا، در تلاش، دشمن شکن، جَو شکن، تعالی جوی، در سوز و گداز، آگاه، با مردم و در میان مردم، مومن و معتقد به راه محبوبی که درطلب آن می سوزد و می گدازد و بالاخره «منتظِر» یعنی زمینه ساز «منتظَر». امام صادق (ع) می فرماید: «هر کس خواسته باشد از یاران قائم (ع) ما شود، باید که منتظر باشد و با پرهیزکاری و خویهای پسندیده عمل کند، و اوست منتظر؛ پس هر گاه بمیرد و قائم پس از مردنش به پا خیزد، پاداش او مثل کسی خواهد بود که دوران حکومت آن حضرت را درک کرده باشد.»

3. محزون بودن از فراق آن حضرت: این امر، یکی از نشانه های دوستی و اشتیاق به آن امام است. امام رضا (ع) می فرماید: «چه بسیار زنان جگر سوخته مومنه و چه بسیار مردان مومن جگر سوخته خواهند بود، آنگاه که ماء معین (امام زمان) مفقود و غایب گردد.»

4. دعا کردن برای آن حضرت: دعاهای بسیاری با فواید مختلف ذکر شده که در اینجا فقط به ذکر آنها اکتفا می کنیم: دعای عهد، دعایی که برای روا شدن حاجت و تعجیل در فرج ذکر شده که خود امام زمان آن را تعلیم فرموده (الهی عظم البلاء و برح الخفاء ...)، دعای حضرت مهدی (عج) (اللهم ارزقنا توفیق الطاعه ...)، دعا جهت سلامتی آن حضرت (اللهم کن لولیک ...)

5. صدقه دادن به نیابت از آن حضرت: این امر نشانه مودت و دوستی آن جناب و ولایت اوست.

سیّدبن طاووس در کتاب کشف المحجه به فرزندش چنین سفارش می کند: «... در پیروی و وفاداری و تعلّق خاطر و دل بستگی نسبت به آن حضرت به گونه ای باش که خدا و رسول او و پدران آن حضرت و خود او از تو خواهند، و حاجات آن بزرگوار را بر خواسته های خود مقدّم بدار، هنگامی که نمازهای حاجت را به جای می آوری و صدقه دادن از سوی آن حضرت را، پیش از صدقه دادن از سوی خودت و عزیزانت قرار ده، و دعا کردن برای آن حضرت را مقدّم بدار، که سبب می شود به سوی تو توجه فرماید و به تو احسان نماید ...»

6. حج رفتن به نیابت از آن حضرت: این کار، بین شیعیان در روزگار قدیم متداول بوده است. حاجیان، معمولاً در مراسم عبادی – سیاسی حج، بعد از اینکه اعمال واجب خود را انجام دادند، سعی می کنند اعمال حج را به نیابت از طرف محبوبترین افراد خود نیز انجام دهند. حضرت مهدی (ع) که محبوبترین افراد نزد شیعیان است، از هر کس شایسته تر است که به نیابت از آن حضرت حج به جای آورده شود.

7. قیام هنگام شنیدن نام آن حضرت: شایسته است یک شیعه واقعی هر گاه نام مبارک آن حضرت، خصوصاً قائم برده می شود، برخیزد و به احترام آن امام تمام قد بایستد، چنانکه سیره بعضی از امامان معصوم (ع) ما چنین بوده است.

از وظایف مهم دیگر شیعیان در دوران غیبت آن حضرت می توان به موارد ذیل نیز اشاره کرد که تفصیل آنها در این مجال نمی گنجد.

دعا برای حفظ ایمان، سعی در اصلاح جامعه و امر به معروف و نهی از منکر، تزکیه و خودسازی.


نوشته شده توسط گروه ختم صلوات منتظران ظهور در ساعت 5:57 بعد از ظهر | لینک  | 

 

                                                                                                                   

 امام سجاد (ع) :

                          <<  انتظار ظهور ، بزرگترین راههای رسیدن به ظهور است .  >>

 

  امام شناسی را تکلیف خود می دانیم ؟

 عمل به خواسته ی امام را چه ؟ باید تکلیفی دیگر بدانیمش یا خیر؟

  یادمان باشد وقتی به جست و جوی حقیقی آن حضرت بر آییم و در جلب رضای او گام برداریم ؛ سرانجام

 به همه ی مقصود یا مقداری از آن دست پیدا خواهیم کرد !

  که تا معرفت نباشد ، محبتی حاصل نمی شود و تا محبت و علاقه ای نباشد اطاعت و همراهی و همسویی

 با او نیز ممکن نمی شود .

 

   و امام زمان ( عج ) فرمود :

     <<  برای آمدنم به سراغ شما ، چله نشستن لازم نیست . به جفر متوسل شدن هم سودی ندارد .به ریاضت و سفرهای دور ودراز رفتن هم احتیاجی نیست . عمل نشان دهید و مسلمان باشید . >>

 

-------------------------------------

 

 - ای سرو ناز حسن که خوش می روی به ناز        عشاق را به ناز تو هر لحظه صد نیاز

  هر دم به خون دیده چه حاجت وضو، چو نیست       بی طاق ابروی تو نماز مرا جواز

 

 

                          کاش به اندازه ی ساده ترین دوستانمان گوش به زنگ آمدنت باشیم

نوشته شده توسط گروه ختم صلوات منتظران ظهور در ساعت 7:10 قبل از ظهر | لینک  | 

 ای آرزوی اولین گام ِ رسیدن
                         بر جاده‌های بی‌سرانجام ِ رسیدن

                                   كار جهان جز بر مدار آرزو نیست
                                  با این همه دل‌های ناكام ِ رسیدن

                 كی می‌شود روشن به رویت چشم من، كی؟
                         وقتِ گل نی بود هنگام ِ رسیدن؟


                                  دل در خیال رفتن و من فكر ماندن
                                او پخته‌ی راه است و من خام ِ رسیدن

                   بر خامی‌ام نام ِ تمامی می‌گذارم
                   بر رخوت درماندگی نام ِ رسیدن

                               هرچه دویدم جاده از من پیش‌تر بود
                              پیچیده در راه است ابهام ِ رسیدن

               از آن كبوترهای بی‌پروا كه رفتند
              یك مشت پر جا مانده بر بام ِ رسیدن


                          ای كالِ دور از دسترس! ای شعر تازه!
                           می‌چینمت اما به هنگام ِ رسیدن

  

                                           ***************

                       دل در خیال رفتن و من فكر ماندن
                او پخته‌ی راه است و من خام ِ رسیدن

نوشته شده توسط گروه ختم صلوات منتظران ظهور در ساعت 7:0 قبل از ظهر | لینک  | 

                                                                                                          

این روزها بیرونمان :

( درها ودیوارها ، کوچه ها و خیابان ها ، حتی نوشته ها و وبلاگ هایمان ! )

 داد میزند که از میلاد مولود نیمه شعبان ، شاد شدیم.

درونمان اما ،  نه عاشق است و نه منتظر .

که اعمال منتظر چونان تشنه ای در جستجوی آب ، او را به سوی آب رهسپار می کند .

و انتظار، مرا آماده فردا می کند . و تکلیف امروزم را :

نه خمیازه و خواب که راهی شدن برای رسیدن به اصل دین – عدالت - روشن می کند .

و شیعه برای تحقق این اصل باید بهایی بپردازد .

که اولین امامش به همین بها در محراب به شهادت رسید .

 وقیام آخرین امامش نیز برای رسیدن به داد عدالت – گمشده ی همیشه ی انسان – است .

 

و من، تا احساس تشنگی نکنم ، آب زلال و گوارا ، در دسترس و پیش رویم هم که باشد ؛

به دردم نخواهد خورد !

و من ، تا بی تفاوت در بیراهه های خویش  گام بر می دارم ؛

                                                               دور از احساس تشنگی و انتظارم !

 

-----------------------------------

خدایا !

مرا تشنگی بیاموز

پای دلم را در مسیر قرار ده

و گوش دلم را به نوای آمدنش بنواز

 

مولا و صاحبم !

   در هنگامه ی تولد تومی گویم که ما نیازمند تربه تولدیم . برای ما دعا کن که پاک متولد شویم !

                 برای ما دعا کن که غایب نباشیم . که این همه پای بست دنیا نباشیم .

             اصلا خودت دستمان را بگیر که ما در کندن زنجیر نفس از پای دلمان ناتوانیم .

               

                  

                   ما زائر تبسم بارانی توییم        ما را به حق آینه ها خیس نور کن


نوشته شده توسط گروه ختم صلوات منتظران ظهور در ساعت 6:59 قبل از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط گروه ختم صلوات منتظران ظهور در ساعت 11:59 بعد از ظهر | لینک  | 

نوشته شده توسط گروه ختم صلوات منتظران ظهور در ساعت 11:42 بعد از ظهر | لینک  |